عبد الحسين نوايى
294
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )
طبعش به نظم اشعار ملايمت تمام دارد و احيانا ابيات و معميات بر صحيفهء روزگار مىنگارد و اين معما به اسم مهدى از جمله منظومات اوست : خوش آنكه به عشق مبتلا گرديده * بيگانه ز خويش و آشنا گرديده يكبارگى از قيد خرد وارسته * در ميكدهها بىسروپا گرديده و ايضا اين مطلع و رباعى كه مبنى است از صنعت اظهار المضمر و مبنى بر مدح مربى اهل فضل و هنر نتيجهء طبع اوست كه : دلا بگو غم و دردم اگر بيابى راه * به پيش آصف عالىگهر حبيب اللّه صنعت اين مطلع آن است كه سر هر حرف را از حروفى كه در مطلع مندرج است چون در ضمير نگاه دارند و به اصطلاحى كه متعارف است عمل نموده به مصراعى كه در آخر نوشته شده رجوع كنند به وضوح پيوندد كه حرف مضمر كدام است ، رباعى : اى ذات تو فيض بخش با اهل طلب * وز حسن تو گرديده فزون ذوق و طرب تو معدن ملك جودى و ديده نهند * صاحب جاهان به پايت از عين ادب ( جزو 4 ، ج 3 ، ص 118 ) مولانا نظام الدين احمد جيلانى از مشاهير منجمان فطنت نشان است و از علم رمل و طالع مسأله نيز وقوفى تمام دارد و آن جناب در زمان خاقان منصور سلطان حسين ميرزا از ولايت جيلان ، به طالعى كه تولى كند بدان تقويم ، به دار الملك خراسان آمده رقم اقامت بر صحيفهء خاطر نگاشت و همگى اوقات خجسته ساعات را به كسب فضايل مصروف داشت و الى يومنا هذا در آن بلدهء فاخرهء مقيم است و مشغول مطالعهء فن حكمت و تنجيم . ( جزو 4 ، ج 3 ، ص 118 ) خواندمير مؤلف كتاب راقم حروف را در تاريخ آن مصيبت شامله [ يعنى فوت امير عليشير ] اين قطعه به خاطر رسيده بود كه : جناب امير هدايت پناهى * كه ظاهر از او گشت آثار رحمت